سلام برگل های خودم درپی توضیحی که دیشب داده بودم جلبه دم های سحر حمله عصبی سختی داشتم شماهمه شوکه شدین به هم ریختین همه تلاش هاتون رابکاربردین تامراارام کنید واقعا امتحان بزرگی بود .چقدر سربلند بیرون آمدین ازخداوند میخوام بهترین های دنیا وآخرت رابراتون بخواهد.عاقبت بخیر بشید .شرح ماجرا:
امروز صبح بعد ازنماز دراثرناراحتی خیلی بهم ریختم نمی دونستم چکارکنم رفتم پیش آرمان خوابیدم یک دفعه متوجه شدم به سختی نفس میکشم هرچی خواستم فرشته راصدا کنم نشد .نفسم بالا نمی امد تا اینکه بچه ها با آمبولانس بردنم بیمارستان دلتنگی من برا برادرام باعث شد داداشی خوبم حاج حشمت الله وکربلایی حجت الله سری بهم بزنن واقعا روحیه گرفتم .عالی بود .موقع گرفتاری حضور عزیزان کنارآدم از هر مسکنی قوی تر وروحیه بخش تره .این تجربه را بسپارید به خاطرتون با عزیزان همیشه ارتباط تنگا تنگ داشته باشید .
ممنون از عزیزانم ،گلای زندگی ام .
برچسب:
نویسنده: آدرین کوهی